آدرس کوتاه این مقاله: https://quraney.ir/0fsrt

حبّ دنیا

0 ۲۵

حبّ دنیا

 

آیت‌الله جوادی آملی

 

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

 

این «حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَهٍ» خصیصه ای برای دنیا نیست؛ منتها اثر مهم آن است؛ یعنی «حُبُّکَ لِلشَّیْ‏ءِ یُعْمِی وَ یُصِم‏».[40] در معرفت شناسی این مشکل را داریم، دلبستگی آدم به چیزی، درست نمیگذارد که درباره خلاف آن اظهار نظر بکند، این درباره محبّت است؛ درباره بغض هم همین‌طور است: «بُغضُکَ لِلشَّیْ‏ءِ یُعْمِی وَ یُصِم». انسان اگر از چیزی یا کسی بدش بیاید، حاضر نیست حرف او را درست گوش بدهد؛ به کسی که دل بسته است، حرف او را همین که گفت میپذیرد و اصلاً فرصت تصدیق به دیگران نمیدهد؛ هم «حُبُّکَ لِلشَّیْ‏ءِ یُعْمِی وَ یُصِم‏»، هم «بُغضُکَ لِلشَّیْ‏ءِ یُعْمِی وَ یُصِم»، هم در مسئلهٴ معرفت نظری این حُبّ و بغض اثرگذار است و هم در بخشهای عملی این حُبّ و بغض اثرگذار است؛ منتها منشأ همه اینها اگر حُبّ حقیقی باشد، این نه تنها حجاب نیست، بلکه چراغ است، میان آنها فرق است. اینکه فرمود: «حُبُّکَ لِلشَّیْ‏ءِ یُعْمِی وَ یُصِم‏» این برای «حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَهٍ» است، اما اگر «حُبّ الله» پیدا شد، این چراغ است، این حجاب نیست.

 

فرق است بین محبّت حق و محبّت باطل! محبّت باطل حجاب و «رِین» است. ببینید که تعبیر قرآن کریم درباره کارهای باطل این است: ﴿کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِم﴾[41] «رِین» یعنی چرک؛ فرمود: ﴿کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ﴾، اگر علاقه باطل باشد میشود «رِین» که چرک است، یعنی حجاب است؛ اما علاقه «حق» خودش چراغ است، «مصباح» است، «شجرهٴ نورانی» است، «شجرهٴ زیتون» است، ﴿لاَّ شَرْقِیِّهٍ وَ لاَ غَرْبِیَّهٍ﴾[42] است. اگر «الْعِلْمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّه‏»[43] کسی مُحبّ چنین چیزی باشد، مُحبّ چراغ است، حجابِ چیزی نیست؛ لذا وقتی که انسان به چیزی علاقه‎مند بود ـ به خدا و به پیغمبر علاقه‎مند بود ـ هرگز از درک حق باز نمیماند و اگر دشمنِ کفر و شرک و إلحاد بود، هرگز از درک حق باز نمیماند.

 

◀️این «حُبُّکَ لِلشَّیْ‏ءِ یُعْمِی وَ یُصِم‏» مطلق نیست، حُبّی که با محبوب باطل باشد، آثار آن محبوب در حُبّ اثر میگذارد که میشود حجاب و «رِین»؛ لذا انسان نمیفهمد. اگر «حُبُّ الدُّنْیَا» باشد، میشود «رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَهٍ»؛ اما اگر «حُبُّ الحَق» باشد، میشود «رَأْسُ کُلِّ ثَواب». ▶️

 

بعضی از دوستی‌هاست که چراغ است، به این جهت است که فرمود شما سعی کنید در مسیر محبّت حرکت کنید؛ اولاً شما دوست پیغمبر و اهل بیت(عَلَیْهِمُ السَّلَامْ) باشید؛ ثانیاً این سرمایه است و این سرمایه را به کار ببرید تا خدا دوست شما بشود: ﴿إِن کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ﴾.[44] اگر خدا دوست آدم بود، چه کار میکند؟ دیگر آدم را رها نمیکند و کارهای خود را به دست انسان انجام میدهد و ممکن نیست که خدا محبوب خود را رها بکند؛ این راه باز است! دیگر از این کمال بالاتر چیست؟ خلیل حق آمده برای همین کار که ما را محبوب خدا بکند؛ اگر ما را محبوب ذات اقدس الهی کرد، چیزی برای ما حجاب نیست. آن دعای نورانی «مناجات شعبانیه» در پیِ همین راههاست که انسان هم به قطع ماسوا میرسد، بعد به انقطاع ماسوا میرسد، بعد به کمال انقطاع میرسد. این محبّت چراغ است و آن محبّت چرک است، خیلی فرق است!

 

بین کوثر و تکاثر چه فرقی است؟ این چرک است و آن چراغ است! مگر کوثر جلوی کسی را میگیرد!؟ مگر کوثر میگذارد که کسی تشنه باشد؟! مگر کوثر کسی را میگذارد که نبیند؟! هر چه گرفتاری هست برای تکاثر است، فرمود شما میتوانید این‌طور باشید!

 

بنابراین این قاعده «حُبُّکَ لِلشَّیْ‏ءِ یُعْمِی وَ یُصِم‏» و «بُغضُکَ لِلشَّیْ‏ءِ یُعْمِی وَ یُصِم»، جامع و مَقسم اینها «حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَهٍ» است. خود حُبّ ذاتاً که اثر ندارد، آن آثار محبوب است که در حُبّ ظهور میکند؛

 

 

«وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِین»

تفسیر سوره زخرف جلسه 10(1394/10/14)

سایت إسراء

 

[40]. من لا یحضره الفقیه، ج4، ص380.

 

[41]. سوره مطففین, آیه14.

 

[42]. سوره نور, آیه35.

 

[43]. مصباح الشریعه، ص16.

 

[44]. سوره آل عمران, آیه31.

 

 

 

آدرس کوتاه این مقاله: https://quraney.ir/0fsrt

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.