آدرس کوتاه این مقاله: https://quraney.ir/imvC5

شهود مقرّبین

0 ۵۱

شهود مقرّبین

 

آیت‌الله شهید مطهری

 

اعوذ بالله من الشیطان

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یشْهَدُهُ الْمُقَرَّبونَ. مقربین کتاب و نوشته ابرار را شهود و معاینه می‌کنند. از اینجا انسان می‌فهمد که مقربین مقام بالاتری از ابرار دارند. همان طور که در سوره واقعه فرمود: « اَلسّابِقونَ السّابِقونَ. اُولئِک الْمُقَرَّبونَ » که مفهومش این است که مقربون بر اصحاب‌المیمنه پیشی دارند، اینجا هم از این تعبیرِ یشْهَدُهُ الْمُقَرَّبونَ معلوم می‌شود که مقربین مقام برتر و بالاتری از مقام علیین ابرار دارند. البته «علیین» مقام دون آنهاست، یعنی این را دارند با چیزی بالاتر، و لهذا ابرار را شهود می‌کنند؛ ◀️ و این تطبیق می‌شود با مقامات اولیای خدا.▶️

 

شهود اعمال انسانها توسط مقربین، اختصاص به قیامت و آخرت ندارد؛ اولیای خدا یعنی پیغمبر اکرم و هر پیغمبر و امام و حجتی در زمان خودش، در دنیا نیز اعمال انسانها را مشاهده می‌کنند؛ یعنی، چه وقتی که از دنیا رفته باشند و چه در زمان حیاتشان ناظر اعمال مردم هستند. و لهذا در اخبار و روایات زیادی وارد شده که اعمال انسانها همیشه بر حجت زمان خودشان و حجتهای پیشین که از دنیا رفته‌اند، عرضه می‌شود. (مسئله‌ عرض اعمال جزء مسلّمات روایات شیعه است.) پیامبر اکرم همیشه شاهد و ناظر اعمال امت خودش است کما اینکه الان حجت ما یعنی امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه) ناظر و شاهد اعمال ما هستند و این همان مسئله‌ یشْهَدُهُ الْمُقَرَّبونَ است.

 

در آیه دیگری می‌خوانیم: وَ قُلِ اعْمَلوا فَسَیرَی اللهُ عَمَلَکمْ وَ رَسولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ وَ سَتُرَدّونَ اِلی عالِمِ الْغَیبِ وَ الشَّهادَهِ فَینَبِّئُکمْ بِما کنْتُمْ تَعْمَلونَ . «بگو عمل کنید که این عملهای شما را خدا، پیامبر و مؤمنان خواهند دید و می‌بینند.» در آیات دیگر قرآن هم این مطلب را داریم.

 

🎇 تفاوت مقام مقرّبین با مقام ابرار

 

حدیثی است که می‌فرماید: حَسَناتُ الاَْبْرارِ سَیئاتُ الْـمُقَرَّبینَ. از این حدیث کاملا فهمیده می‌شود که مقام ابرار با مقام مقربین چقدر متفاوت است! می‌فرماید: کارهایی که برای ابرار (اصحاب المیمنه) حسنه و بالا بَرنده است، برای مقربین سیئه و پایین آورنده است .

 

مکرر گفته‌ایم که اگر چیزی برای مقربین گناه شمرده می‌شود، همان چیز برای غیر مقربین اطاعت محض و ثواب محض است. مردم خیال می‌کنند اگر چیزی برای مقربین و اولیای خدا گناه شمرده شد و تعبیر گناه در مورد آن به کار رفت، آن چیزْ ، گناهی است در حد گناهانی که ما مرتکب می‌شویم. العیاذ بالله! چنین نیست. اطاعتهایی که ما می‌کنیم، بلکه آنچه که سلمان فارسی و ابوذر غفاری می‌کنند و در حد خودشان طاعت است و بالا برنده، همان کار در حد علی بن ابی طالب گناه است و پایین آورنده؛ یعنی اگر علی بن ابی طالب یک ساعت ، سلمان بشود، گناهکار است بلکه اگر یک لحظه سلمان بشود گناهکار است چون او از سلمان بالاتر است.

 

این مطلب حتی در مورد ائمه که درجات متفاوتی دارند صدق می‌کند. مثلا چه بسا کاری در حد یکی از ائمه، برای امیرالمؤمنین که از سایر ائمه افضل‌اند گناه است.

 

پس گناه داریم تا گناه. یک گناه همان است که معصیت و فسق و فجور است و انسان را در زمره فجار قرار می‌دهد، چنین چیزی در مورد مقربین و اولیای خدا محال است. ولی یک گناه است که برای ابرار گناه نیست و برای مقربین گناه است، بلکه شاید شأن بعضی از مقربین برای بعضی از مقربین دیگر گناه باشد.

 

اِنَّ الاَْبْرارَ لَفی نَعیمٍ. «ابرار» جمع «بَرّ» است به معنی نیک و نیکوکار . می‌فرماید: ابرار و نیکان در نعمتِ غیر قابل توصیفی هستند. («نَعیمٍ» تنوین نکره دارد و در علم معانی و بیان می‌گویند این تنوین علامت تفخیم و تعظیم است.) بعد یک مقداری این «نعیم» را وصف می‌کند : عَلَی الاَْرائِک ینْظُرونَ. بر سریرهایی هستند در حالی که نظر می‌کنند. «سریر» نشانه علوّ و ارتفاع است. وقتی کسی روی تخت می‌نشیند قهرا ارتفاع و چشم انداز بیشتری دارد، و لهذا بعد از کلمه اَرائِک، کلمه ینْظُرونَ آمده است؛ یعنی بر تختهایی (بر مقامهایی) که به آنها چشم انداز می‌دهد قرار گرفته‌اند و نگاه می‌کنند. در حدیث است که کمترین حد و کمترین منظره‌ای که می‌توانند در آن جهان مشاهده کنند به اندازه تمام دنیا و مافیهاست؛ این قدر، بینایی عظیم و عجیبی است!

 

تَعْرِفُ فی وُجوهِهِمْ نَضْرَهَ النَّعیمِ. در چهره‌شان، خرّمی سعادت و نعمت را می‌خوانی و می‌شناسی. یعنی این موفقیت عظیم، یک موفقیتی است که به چهره آنها که نگاه کنی، آن چهره خبر می‌دهد که در سرِّ ضمیر اینها چیست.

 

یسْقَوْنَ مِنْ رَحیقٍ مَخْتومٍ. سیراب می‌شوند و آشامانیده می‌شوند از رحیقی سر به مُهر. «رحیق» شراب خالص را می‌گویند که در قرآن زیاد از آن نام برده شده؛ یعنی شرابی که هیچ یک از عوارضی که به موجب آنها شراب ممنوع شده، در آن وجود ندارد. «مختوم» یعنی سر به مهر. به قرینه آیات بعد، این شراب یک نوع آشامیدنی است که اختصاص به ابرار دارد.

 

خِتامُهُ مِسْک از پایان آن، بوی مشک استشمام می‌شود.

وَ فی ذلِک فَلْیتَنافَسِ الْمُتَنافِسونَ. («تَنافُس» به معنای رقابت کردن چند نفر برای به دست آوردن یک چیز است.) می‌فرماید: اگر انسانها بخواهند با یکدیگر رقابت کنند، این همان چیزی است که باید برای آن رقابت کرد و کوشش کرد و آن را به دست آورد.

‏وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنیمٍ. این رحیق یک چاشنی‌ای هم از آب دیگری دارد که آن آب نامش «تسنیم» است. آن آب چه آبی است؟ عَینآ یشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبونَ. تسنیم، چشمه و آبی است که از «رحیق» خیلی بالاتر و برتر است و مقربین فقط و فقط از این چشمه معنویت می‌نوشند. اینجا باز اختلاف مقربین و ابرار روشن است.

 

مقصود از رحیق و تسنیم

 

حال سؤال این است که آیا مقصود از «رحیق» و «تسنیم» که در اینجا به عنوان دو آشامیدنی از آنها یاد شده است، فقط آشامیدنیهای جسمانی است (در این که در آن عالم نعمتهای جسمانی وجود دارد شک و تردیدی نیست) یا این که اینها کنایه است؟ جواب این است که اینها کنایه است و این تعبیراتِ «آشامیدن» و «آشامیدنی» تعبیراتی است که در مورد امور معنوی و روحی هم به اندازه امور جسمانی و مادی به کار برده می‌شود.

 

معنی آشامیدنی خالص

 

معنی این که ابرار آشامیدنیهایشان خالص است این است که در آن آشامیدنیها رگه‌هایی از اباطیل و اکاذیب و حرفهای مفت نیست؛ یعنی آنچه در دنیا از غذاهای روحی و معنوی آشامیده‌اند که در آخرت تجسم پیدا می‌کند ، یک نوع غذای خالص است.

 

🎇 تقسیم انسانها در حدیث

 

نظیر این تقسیم بندی انسانها به سه گروه که در قرآن است، به تعبیر دیگری در حدیث آمده است. می‌فرماید: اَلدُّنْیا حَرامٌ عَلی اَهْلِ الاْخِرَهِ وَ الاْخِرَهُ حَرامٌ عَلی اَهْلِ الدُّنْیا وَ کلاهُما حَرامانِ عَلی اَهْلِ اللهِ. «دنیا (یعنی دنیاپرستی) حرام است بر اهل آخرت، و آخرت حرام است بر دنیاپرستان و هر دوی اینها (یعنی پرستش و خواستن اینها) حرام است بر اهل الله.» اهل الله همان مقربین هستند، اهل الآخره همان ابرار هستند و اهل الدنیا همان فجار هستند.

 

اهل الآخره مردمی هستند که واقعا کار می‌کنند و زحمت می کشند تا در آخرت خدای متعال به آنها لطف و تفضل کند و نعمت و بهشت بدهد. ◀️ اینها گاهی کارهایی می‌کنند که بالاتر از حد بهشت است و محض رضای خداست که این می‌شود همان مِزاجُهُ مِنْ تَسْنیمٍ؛ ▶️ یعنی از آن سرچشمه‌ای که مقربین همیشه از آن می‌نوشند و از آن سرچشمه‌ای که علی بن ابی طالب همیشه از آن می‌نوشد (و هیچ وقت چشمش را هم به بهشت نینداخته و همیشه چشمش به خدا بوده و بس). گاهی یک چاشنی‌ای در آشامیدنی (رحیق) این اهل الآخره وجود دارد. ولی مقربین خودشان همیشه از آن سرچشمه (تسنیم) می‌نوشند و از غیر آن نمی‌نوشند.

 

در سوره هَلْ اَتی هم فرمود: « عَینآ یشْرَبُ بِها عِبادُ اللهِ یفَجِّرونَها تَفْجیرآ »، و بعد از چند آیه می‌فرماید: « وَ سَقیهُمْ رَبُّهُمْ شَرابآ طَهورآ » پروردگار آنها به آنها آشامیدنی‌ای آشامانید که طهور بود (یعنی پاک کننده بود و آنها را از همه چیز پاک کرد).

 

آیات قرآن و روایات، منشأ اصطلاحات اهل عرفان

 

همین آیات، منشأ اصطلاحات اهل عرفان شده که معنویت را با می و معشوق و جام و امثال اینها تعبیر می‌کنند. در کلمات امیرالمؤمنین، کلمات ائمه و دعاها نیز زیاد داریم که مقامات معنوی با الفاظ شراب و مشروب و خمر و امثال اینها بیان شده باشد. مثلا در نهج‌البلاغه تعبیر حضرت راجع به مردمی که در زمان حضرت حجت هستند و در آن وقت به یک حدّ کمال عقلانی و فکری می‌رسند، این است: وَ یغْبَقونَ کأْسَ الْحِکمَهِ بَعْدَ الصَّبوحِ. (صبوحْ، جام صبحانه را می‌گویند و غبوقْ جام شبانه.) حضرت می‌فرماید: «آنها جامهای صبوح حکمت را بعد از جامهای غبوق می‌نوشند؛ شب جام می‌نوشند و صبح جام می‌نوشند.» از همین جامهایی تعبیر کرده که در مورد شراب می‌گویند، چون صبوح و غبوق رادر مورد شراب می‌گفته‌اند، ولی ایشان در مورد حکمت به کار برده‌اند: «صبحگاهان جام حکمت می‌نوشند و شامگاهان بعد از آن، باز جام حکمت می‌نوشند.»

 

و صلّی الله علی محمّد و آله الطاهرین.

 

باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یا الله…

 

پروردگارا! ما را بیامرز. دلهای ما به نور ایمان منوّر بگردان، نیتهای ما را خالص بفرما.

 

الحمد لله رب العالمین

 

کتاب آشنایی با قرآن، آیت الله شهید مرتضی مطهری، جلد دوازدهم ، صفحه ١۶۵

 

آدرس کوتاه این مقاله: https://quraney.ir/imvC5

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.